وبگرد

مگر خبر نداری اسباب کشی کرده ام؟ آدرس خانه جدیدم: http://1webgard.ir

Posts Tagged ‘وبلاگ

اسباب کشی می کنیم!

بدون دیدگاه

به اطلاع تمام مخاطبان عزیز می رساند! در راستای تحقق اهداف نداشته و به طور کاملا اتفاقی چند روزی است که شروع به اسباب کشی نموده ام.لذا از امت همیشه صحنه دار عزیز خواهش می نمایم که آدرس جدید را به خاطر خود یا گودر بسپارند.
آدرس خانه جدید:http://1webgard.ir

Written by webgard

نوامبر 8, 2009 at 8:17 ق.ظ

وبلاگی با محتوایی غنی سازی شده!

با یک دیدگاه

در وب ایران وبلاگ های پرمحتوای زیادی وجود دارند، که مدت هاست به تولید محتوای مفید می پردازند، ولی یافتن آن ها در بین انبوه وبلاگ های بی محتوا و یا copypaster بسیار مشکل است. در همین راستا قصد بر آن دارم، از امروز هفته ای یک بار یک یا چند باب! از این وبلاگ ها را معرفی کنم.

وبلاگ کسب و کار نرم افزار : این وبلاگ جز آن دسته وبلاگ هایی است که به صورت 100 درصد حرفه ای به موضوع مورد علاقه اش می پردازد ، به گونه ای که کمتر نگاشته ای را می توان یافت که به موضوع دیگری مر بوط باشد.نثر قوی نویسنده و تسلط کامل ایشان بر موضوع ، مطالب این وبلاگ را به نحو عجیبی خواندنی نموده است!
البته این وبلاگ مانند هر موجود دیگر! هنوز مانده که به کمال برسد! به نظر می رسد مطالب این وبلاگ بیش از حد تخصصی شده اند آخر ناسلامتی وبلاگ رسانه ای است خودمانی و باید نگاشته های آن کمی عامی تر باشد (البته خود نویسنده هم به این نتیجه رسیده است!)
مورد منفی دیگری که در این وبلاگ می توان مشاهده کرد جمع و جور نبودن قالب آن است، به نظر من استفاده از قالبی ساده تر و جمع و جور تر می تواند بر چسپندگی این وبلاگ بیافزاید!
با تمام این اوصاف مانند این وبلاگ کم گیر می آید ، پس مطالب غنی آن را از دست ندهید!
{ کسب و کار نرم افزار}
ض.ب.ک: البته تمام این انتقاد ها فقط به خاطر حرفه ای بودن وبلاگ و نویسنده اش است، وگر غیر از این بود باید طبق رسمی که جدیدا باب شده است فقط تعریف می خواندید!
ض.ب.ک2:ادامه “عارضه ای به نام نشریه اینترنتی” در دست نگارش است! به زودی بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت.

Written by webgard

آگوست 28, 2009 at 8:31 ق.ظ

یخ وبلاگ آب می کنیم!

با 6 دیدگاه

نگاهی به نگاشته هایی که در این چند روز ارسال کرده ام بیاندازید با سیری خشک مواجه می گردید، از آنجا که همیشه این اعتقاد را دارم که وبلاگ تنها ترین رسانه ای است که می توان در ایران ما آن را رسانه خودمونی نامید ، رسانه ای که خواننده و نویسنده ارتباط بسیار نزدیکی با هم دارند. بر آن شدم با اراده قوی رسانه خودمان را از این بی روحی ! درآورده و به نوعی می توان گفت قصد داریم یخ وبلاگ آب کنیم!
از همین جا شروع می کنیم؛
ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

Written by webgard

جولای 3, 2008 at 3:08 ب.ظ

من 1000 کامنت دارم پس هستم!؟

با 11 دیدگاه

این روزها اگر بعضی از وبلاگ ها که متاسفانه گروه بزرگی از وبلاگ های جامعه ی مجازی ایران را تشکیل داده است سری بزنید، با اعداد نجومی در کامنت ها مواجه خواهید شد، اعدادی 3 رقمی و گاها حتا 4 رقمی!هر وبلاگ خوانی با دیدن این اعداد در قسمت کامنت های یک وبلاگ ساده تعجب خواهد کرد، مگر می شود یک پست ساده و این همه کامنت اینجا می شود که کنجکاوی تان گل می نماید و با خود می گویید مخاطبان این وبلاگ در مورد یک پست چهار خطی چه حرفی داشته اند که بگویند! می روید قسمت کامنت ها را باز می کنید و پس از خواندن چند کامنت به شک خواهید افتاد آیا این بخش کامنت ها هست یا یک پست الکترونیک! و یا از آن بدتر گاهی اوقات فکر می کنید که در یک چت روم قرار دارید!!! در اینجا نمونه هایی از این کامنت ها را با هم مرور می کنیم!
ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

Written by webgard

ژوئن 25, 2008 at 4:23 ق.ظ

اگر حرفه ای نیستیم لااقل زرد نباشیم!

با 8 دیدگاه

برای حرفه ای بودن یک وبلاگ نمی شود ملاک های کاملا مشخصی تعیین کرد و بگوییم مثلا بلاگ الف به خاطر داشتن این خصوصیات حرفه ای ترین وبلاگ شناخته شده است. مثلا اگر بخواییم حرفه ای بودن یک بلاگ نویس را در کل دنیا مورد بحث قرار دهیم ، می توان گفت که ما در ایرانمان اصلا وبلاگ حرفه ای نداریم . اما خوشبختانه می توان بعضی از شرایط را برای زرد بودن یا نبودن یک وبلاگ تعیین کرد. در این نگاشته بعضی از این موارد را یاد آوری می کنیم و به نوعی خواهیم آموخت که چگونه از زرد بودن و زرد شدن بپرهیزیم!
1- برای هر پست از وبلاگتان وقت کافی بگذارید،اگر می بینید مطلبی برای نگاشتن ندارید ، هی به این در و آن در نزنید ،لازم نیست تا هنگامی که حرفی برای گفتن ندارید چیزی بگویید. البته مصداق این نوع پست های سزارینی را می توان در احتماع خودمان هم نیز پیدا کردن ، مثل بحث های بیهوده از گرانی های ، ارائه راهکارهای برای رفع مشکلات سیاسی، اجتماعی و… توسط کودک مهدکودکی تا پیرمرد 99 ساله و….
ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

Written by webgard

ژوئن 22, 2008 at 6:27 ب.ظ

دوباره نوشتنم گرفته!؟

با 7 دیدگاه

قبل از هر چیز این را یاد آور شوم که نویسنده این وبلاگ قبلنها! اینجا می نگاشته آن هم حدود یک سال! ولی چیزی از آن یکسال نگذشته بوده که سرور مبارک میهن بلاگ همه چیزش را به باد می دهد ، مدتی دوباره در همان ویرانه شروع به نوشتن می کند ولی به دلش نمی چسپد به هر حال دوباره آمده ! حالا اینکه چرا آمده است را می توانید در زیر بخوانید ، نمی خواهید هم نخوانید!البته بهتر آن است که خوانده شود؟!!!
چند ماهی می شود که نوشتنم گرفته آن هم به صورتی کاملا شدید ، اگر ترس از کشته شدن این وبلاگ های بیچاره نبود از همان اوایل سال شروع به نگاشتن می کردم ، اما خوب امتحانات نهایی در پیش بود و باید با برنامه ای بهتر پیش می رفتم و کمی خود را از دنیای مجازی دور می نمودم، به هر حال قصد بر آن کردم که پس از امتحانات دوباره شروع به نگاشتن کنم ، شکل نگاشتن مطالب را چه از نظر موضوعی و چه نگارشی به تدریج در همان روز ها انتخاب گردید ، تا پس از امتحانات مبارک با فراغ بال! نسبی؟! بنشینم و بنگارم .
حالا چرا وردپرس؟ در این چند ماه که گهگداری به نوع وبلاگ نویسیم در تابستان فکر می کردم، با توجه به سابقه بسیار درخشانی که وردپرس پیدا کرده بود و محیط کاربری بسیار آرامش بخشش این سیستم بسیار جذاب را انتخاب کردم ، حقیقتا بگویم دارم به این نتیجه می رسم که مرغ همسایه شاید غاز نباشد اما چیزی فراتر از مرغ است ، در آغاز قرار بود از سرور مبارکمان که برای پروژه های وب از آن استفاده می کنیم استفاده کنم ، اما از آنجایی که عمر این وبلاگ فعلا بیشتر از سه ماه نخواهد بود ، با مشورت دوستان به این نتیجه رسیدیم که بر روی سیستم وبلاگ نویسی وردپرس بنگاریم وجهه ی جالب تری خواهد داشت و به نوعی خودمانی تر است!
اما چرا سه ماه؟ جوابی بس واضح دارد ، آخر ناسلامتی کنکوری هست و … باید از همین الان شروع کنم ، اما خوب تابستان است و روزی یک ساعت وبلاگ نویسی خود باعث باز شدن روحیه مبارک نیز می گردد و نشاط می رود و ….
حالا چرا وبگرد؟ در آغاز باید این را بگویم که برای این پدیده ی بسیار معمولی نمی توان دلیل قابل قبولی را ذکر کرد ، اما خوب مطمئنا بی دلیل هم نخواهم بود!، من در همان اوایل زمانی که سیستم وبلاگ نویسی وردپرس داشت جای خود را در بین بلاگ نویسان پارسی زبان باز می کرد نام چکمه را با نام های کاربری chakmeh,chakme ثبت کردم ولی از قضای آمده هم رمز عبور را فراموش کردم و هم ایمیلی را که هنگام عضویت وارد کردم! به هر حال همه چیز دست به دست هم داد که با نام وبگرد بار دیگر قدم به این دنیای زیبا بگذارم.
حالا می خواهم چه بنویسم؟ راستش در این وبلاگ قصد دارم کمی تخصصی تر از فناوری اطلاعات و به ویژه تجارت الکترونیک بنگارم ، گاه گاهی شعرک هایم را خواهم نگاشت ، سعی می کنم تا آنجا که ممکن است از این سیاست بی پدر و مادر چیزی ننویسم ، البته سعی می کنم ! راستی فعلا علی الحساب روزنوشت را هم اضافه کنید شاید چند خطی هم روزنوشتی نگاشتیم!

Written by webgard

ژوئن 18, 2008 at 5:17 ب.ظ